آواآوا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

دختر نازمون آوا

روز گذرها

1391/1/27 16:34
نویسنده : مامی
2,313 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل دختر کوچولو

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

نمی دونی چقدر عشق من هستی.... الان تو خواب نق زدی آمدم یه مقدار شیر دادم و هزارتا بوست

کردم نمی دونی چقدر بهم می چسبه ....

واقعا که خیلی پر انرژی و کنجکاو شدی ...مثل این شکلکه شدی

niniweblog.com

همش در حال بالا و پایین رفتن از مبل و در و دیوار ...

چراغها رو که روشن یا خاموش می کنم با تعجب می گی :,اااا

چندتا کلمه جدید:

"محمد امین " البته یه کم مبهم می گی ولی میشه متوجه شد

"مان" ...ایمان رو صدا میزنی

"چوب شور"

" گوش ... چشم ...ابرو ...دست ....پا "

اسم عروسکت(کیتی): "تی تی"

"قیقی"(قیچی)

وقتی بابا خونه نیست می پرسم بابا کو : "بابا نی" (نیست)

همه رو با صفت "جون" صدا میزنی :"مامان جون ...بابا جون ...عمه جون ..."

خلاصه به حرف زدن علاقه داری و کلی با ما به زبون خودت حرف میزنی

"دمپایی" رو هم مبهم میگی:) و عاشق پوشیدن دمپایی هستی

از حمام که نگم واقعا هر روز میری و اگه نبرمت گریه می کنی و شلوغ بازی در میاری

البته خودت میری اول همه جا رو با رنگ انگشتی رنگ میزنی.... بعد با شلنگ آب همه لگن ها رو

که برات می چینم آب می کنی...بعد اگه لازم باشه میام می شورمت که کلی غر میزنی و اصلا

نمی خوای سرت رو بشورم .... و اگه تمیز باشی یه آب میگیرم و میارمت بیرون و بساطی داریم

با حوله ات .....

niniweblog.com

خوب از گذشت زمان برات بگم :

عید که نه اواخر تعطیلات یعنی 11فرودین با عمه جون و بابایی و مامانی رفتیم شمال

خیلی هوا عالی بود و خوش گذشت...

اینم سیزده بدر:

سیزده بدر

و روز بعدش یه دوچرخه سواری که خیلی خوشت امد:

دوچرخه

و البته شهرک حسابی خلوت شده بود و ها بسیار عالی چون همه بعد سیزده بدر برگشته بودن :)

niniweblog.com

یه روز هم آیسان خانم مهمون خونمون بود و چند ساعتی پیش ما بود ...خیلی خانمه ...گله ..ماهه

ببین وقتی من با یه دستم دوتا جوجه بر می دارم چی میشه:

آیسان

بذار یه کم بیشتر برات بنویسم از اون روز خوب.... اولا که شما به خاله آزاده می گی مامان!!!

و بعد هم دستش رو ول نمی کنی تا باهات بازی کنه و دنبالت بدو بدو کنه....

بعد هم که به سختی تو نست از دست شما فرار کنه ... همش دنبال آیسان بودی ....

اسمش رو نمی تونی بگی برای همین می گی "نی نی " ... اکه نیاد دنبالت همش می گی " نی نی "

" نی نی" شاید صدتا بگی :) در حد تیم ملی:)....بعد هم به زور متوسل می شی و دستش یا بلوزش

رئ می گیری و می کشی طرف خودت...آیسان جونم ببخشید خاله ..این آوا یه کم روابط عمومیش

ضعف داره باید نقاط ضعفش رو تقویت کنم عزیزم....البته هر دوتاتون همدیگرو دوست دارید ...

تو میری پشت یخچال و با آیسان دالی می کنی بعد دوتایتون کلی می خندید....

امیدوارم دوستیتون همیشه به همین قشنگی بمونه

niniweblog.com

یه حوله برات خریدم ....که بعد از عید تنت کنم ....وقت نشد تازه چند روز پیش که بردمت حموم یادم افتاد

و اوردم تنت کردم ....یه چیزی در حد عاشقش شدی:) ....خلاصه بعد از حموم به زور میذاری از تنت در

بیارم و لباس تنت کنم

niniweblog.com

 کیدز کلاب باشگاه انقلاب رفتیم کلی بازی کردی

کیدز کلاب

آوا ...آیسان ... باران ..البته امیر عباس هم بود که نشد 4تایی عکس بگیریم

وقتی داشتیم این عکس رو می گرفتیم یهو دلت خواست با آیسان صحبت کنی ...

انقدر خوشگل رفتی دم پنجره ماشینت و یهو شروع کردی به حرف زدن....قربون دل کوچیکت

niniweblog.com

شمع رو خیلی دوست داری هر چیزی که شبه شمع باشه رو فوت می کنی حتی توی تلویزیون

برات نقاشی شمع رو می کشم و فوت می کنی

می گم بیا شمعا رو فوت کن ....کلا بازی با فوت کردن :)

niniweblog.comniniweblog.com

25 فروردین هم تولد رهام بود که شما هم دعوت بودی و همش جلوی ضبظ واساده بودی و

 رقص نور رو نگاه می کردی و دست میزدی

niniweblog.comniniweblog.com

شانزدهمین دندون هم در آمد و دندونی که خیلی اذیتت کرد ....نیش بالا سمت چپ ...

مبارکت باشه امیدوارم مواظبشون باشی و اونها هم دندونهای خوبی برات باشن.....

البته مسواک رو خیل دوست داری و خوب می جویش :)

 خیلی خوشحالم که در کنارم داری آروم آروم بزرگ می شی و من از تمام لحظاتش اینقدر لذت

 می برم ... دوستت دارم عزیزکم

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

حميده
27 فروردین 91 23:36
عاشقتم آوا جوني....
آيسانم كه جيگري واسه خودش
بوس به هردوتاتون
ممنون عزیزم

لنا
29 فروردین 91 8:48
عزیزم خیلی قشنگ بود نوشته هات امیدوارم همیشه در کنار همدیگه شاد باشید و لذت ببرید
ممنون گلم

مامانی شیما وحدیث
29 فروردین 91 20:46
وای وای که ازدست این خوشمل بازیای آوا خانمی که تمومی نداره
بچه تو اون دوچرخه چی کارمیکنی ؟
اون عکس اولیه هم خیلی بامزه است
خداروشکرکه دندوناشم دراومد
دوست دارم یه عالمه هرچی دارم بازم کمه
ممنون دوستم

فرزانه
30 فروردین 91 1:38
عزیزمی خاله ...

الهی که همیشه همینجوری شاد و سرحال باشی .

ممنون گلم شما هم همیشه شاد و موفق باشی عزیزم
مامان نائیریکا
31 فروردین 91 20:51
عزیزم دلم براش غش می ره
ممنون گلم

مامان
3 اردیبهشت 91 7:43
سلام سلام این پیام امروز توی یه وب خوندم منم بهش عمل کردم.. بخونش این پیام مال من نیست ولی بخونش: تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظر معجزه باش
آرزوهای رنگی
6 اردیبهشت 91 12:52
سلام وتبریک به خاطر فرزند نازتان .اگر مایل باشید میتونم نقاشی فرزندتان راازروی عکسش بکشم ودر وبلاگم قرار دهم تا مشاهده کنیدوبعد میتونید بخرید کارهایم را در وبلاگم مشاهده کنید منتظر نظرتون هستم موفق باشید
ممنون گلم

زهرا مامی ویونا
7 اردیبهشت 91 14:45
وای خاطی جون ...چقدر باحال بوددد
مخصوصا عکس خوابشون

وای عالیبوددددد

چقدر آوا خصوصیاتش مثل دخمل ماست
ببوسش قند عسلووو
بوس
ممنون عزیزم

مامان گیسو جون
8 اردیبهشت 91 23:57
سلامممممممممممم دوست گلم خوبی بیا یه ماچت کنم دلم برای تو وآوای گلم یه ذره شده بود
قربون شیرین زبونیت خاله جون
الهی همیشه شاد باشی
خصوصی داری
ممنون مهربونم